8/13/1384 - بدون شرح

معبودا و سيدا ....

سوگند به عزت و جلالت ... اگر بازخواستم کنی به گناهانم ، باز خواهمت به عفوت .. و اگر بازخواستم کنی به پستيم باز خواهمت به کرمت .. و اگر درآوری مرا در آتش می گويم دوزخيان را که دوستت دارم ..............

خدايا من از تو می خواهم که پر کنی دلم را از دوستی خودت و ترس خودت و باور به قرآنت .. و عقيده به خودت و اشتياق به درگاهت .... ای صاحب جلال و اکرام ... مرا دوستدار لقای خود کن ... و دوست دار لقای مرا و مقرر کن برايمک در ملاقاتت آسايش و گشايش و احترام ... خدايا به راه صالحانم بکش .....

ماه نو آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که اين آمد و صد حيف که آن رفت

----------------------------------------------

تموم شد .... ماه رمضون امسالم رفت ... نميدونم چی کار کردی ؟؟ چی خواستی ؟؟؟؟ چه قولی به خودت دادی ؟؟؟؟ چه قولی به خدات دادی ؟.....

نميدونم چی کار کردی ؟؟؟؟ اما يه چيزی رو خوب ميدونم ... اين سی روز حالت با بقيه روزا فرق داشت ... مگه نه ؟؟؟؟؟

ميای يه قول به خودت بدی و به خدات ؟؟؟؟ يه قول خوشگل :

بيا قول بده همه ماهات رمضون باشه..... بيا قول بده هميشه روزه باشی ...

======

الهی اين نه زندگانيست بلکه بنيادی بر روی آبست ...

اگر نظر عنايت تو نباشد کار خرابست ...

الهی آفريدی ما را رايگان و روزی دادی ما رايگان

بيامرز ما را رايگان که تو خدايی نه بازرگان ،

الهی بوجهل را ازکعبه میآری و ابراهيم را از بتخانه ... چون کار به عنايتست چه جای بهانه ؟

ما را هم از دوستان شمر نه بيگانه !!!!

الهی همه می خواهند در تو نگرند و من می خواهم تو در من نگری !!!

من بنده عاصيم رضای تو کجاست ؟

تاريک دلم نور و ضيای تو کجاست ؟

ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی ...

آن بيع بود لطف و عطای تو کجاست ؟؟؟؟

الهی فرمودی در دنيا بدان چشم که در توانگران نگری در درويشان بنگری..

تو کريمی و اولاتری که در آخرت بدان چشم که در مطيعان نگری در عاصيان نيز بنگری !!!

الهی نه ظالمی که گويم زنهار و ن مرا بر تو حقيست که گويم بيار .....

چون اول برداشتی آخر وا مگذار ...!!!!

(خواجه عبدا.. انصاری )

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

می دونی از چی دلم گرفته :

از بسکه ببستم و شکستم توبه ....... فرياد همی کند ز دستم توبه

ديروز به توبه ای شکستم ساغر ....... امروز به ساغری شکستم توبه

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اينم پاورقی به سبک حبيبم :

* از خدا خواستم هر روز من به خودش نزديکتر کنه .... اين جسارت خواستن رو مديون تو ام .... ممنون

* يادته گفتی بمون تا بمونم ..... بخند تا بخندم ؟ هيچ وقت يادم نميره .... خدا رو روزی هزار بار شکر ميکنم واسه ديدنيت .... واسه بودنت .... حالا بمون تا بمونم و بخند تا بخندم ...... هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

* بهش گفتم : دريغ از قطره های اشک سورانم که از بيداد تو بر رخ چکيده وگفت به جهنم همتون مثل هميد ..........فکر ميکردم اين کابوس تموم نشدنيه .... اما دستمو گرفتی و بردی خودم رو نشونم دادی ..... خود من و بدون بدياش .... بالاخره من دست راستتم يا اون ؟؟؟؟ دوستت دارم به خاطر خوبيات و به خاطر خوبيايی که نشونم دادی و به خاطر خوبايی که نشونم دادی !!!!!!

* اونروز بهت اصرار کردم ... گفتی اصرار نکن ...خودت اذيت ميشی می دونی دوستام به من ميگن بيتفاوتی ... آدمی که می خواد دوستاش رو برای خودش نگه داره بايد يک کم فصول باشه .... هيچ وقت از کنجکاوی تو زندگی ديگران خوشم نيومده ....نميدونم اونروز چی شد که گفتم بگو .... تو هم گفتی .... هر وقت کسی از غمش برام می گفت خودم رو ميذاشتم به جاش ... اما در مورد تو نتونستم ..... يه چيزی رو ميدونی ؟ اگه بخوای هنوزم ميتونی راه حلش رو پيدا کنی .... خيلی از چيزايی که الان راه حل داره يه وقتی مسئله لاينحلی بوده اگه همه ميگفتن که راه نداره شايد هيچ وفت راهش پيدا نميشد .... ميفهمی چی ميگم؟؟؟؟مواظب خودت باش موجود دوست داشتنی ...

( 11 ) [ارسال نظر] :: لينک ثابت

8/6/1384 - ظ

ظ

( 5 ) [ارسال نظر] :: لينک ثابت

8/5/1384 - ط

طھظ

( 6 ) [ارسال نظر] :: لينک ثابت
درباره من
badoomi

آخرين ارسال ها

بدون شرح
ظ
ط

منوي وبلاگ

خانه
مشخصات کاربري
آرشيو
ارسال ايميل

دوستان

لينک ها

آگهی و تبلیغات رایگان